همدردی با بانوی انتقام
با بازی بی نظير يانگوم
(لي يونگ ائه)

يانگوم يك بار ديگر در يك فيلم سينمايي اكشن يانگوم مي درخشد !!!!!

عنوان اصلی فیلم : 친절한 금자씨
عنوان انگلیسی فیلم : Sympathy for Lady Vengeance
ساخت کشور : کره جنوبی
محصول : 2005
کارگردان : Park Chan-Wook
نویسنده : Park Chan-Wook, Jeong Seo-Gyeong
بازیگران: Lee Young-Ae, Choi Min-Sik, Kim Si-Hu
تهیه از شرکت : Moho Film
پخش از شرکت : CJ Entertainment
زبان اصلی فیلم : کره ای
مدت زمان نمایش : 112 دقیقه
سیستم صدا : Dolby Digital
نوع فیلم : 35 میلی متری / رنگی
ژانر : Drama, Crime, Thriller
رده بندی سنی :بالای 18 سال (از نوع فیلم های خشن)

این فیلم یکی از درخشان ترین فیلم های
سینمایی جهان است . این فیلم برنده 6 جایزه بهترین بازیگر نقش
اول -کارگردانی- بهترین فیلم در سالهای 2005 و 2006
و نامزد 7 جایزه می باشد.

در این فیلم ما شاهد آن هستیم که هنرپیشه نقش یانگوم به اجبار به
جرمی نکرده اعتراف می کند و روانه زندان می شود . او بعد از زندان در
اندیشه انتقام از کسی است که بچه ای را کشته است . در این میان او با
خانواده های کودکان همراه می شود تا ....
۲- عبور از منطقه امنیتی
۳- سریال پدر
۴-روز خوب بهاری
۵ - منطقه امنیتی
۶- سریال پزشکان
برای دریافت سایر فیلمهای با بازی لی یانگ ای با شماره زیر تماس بگیرید :
۰۹۱۲۵۷۸۲۲۰۳
هر فیلم ۲۰۰۰ تومان

تلوزيون توليد كننده: KBS
سال توليد: 2004
فرمت: avi
كارگردان :
Kang Byeong-taek - كانگ بيونگ تاك
Kang Il-soo - كانگ ايل سو
مشخصات بسته های ارسالی:
سريال شامل ۵۱ قسمت حدودا ۶۰ تا ۷۰ دقيقه اي می باشد که در دو نوع فشرده و معمولی عرضه می گردد.
کلیه قسمتها دارای زیرنویس فارسی و انگلیسی می باشند.
یک DVD شامل پشت صحنه های سریال و کلیه آهنگ های زیبای فیلم
نرم افزار های مورد نیاز برای اجرای سریال در کامپیوتر
عکسهای زیبا از بازیگران سریال
--------------------------------------------------------------------------------------------
این سریال به دو صورت عرضه می گردد :
بسته A ، شامل ۶ عدد DVD که قابل پخش در کامپیوتر می باشد.
قیمت:۵۵۰۰ تومان
بسته B ، شامل 18 عدد DVD ، مخصوص کسانی که مایلند این سریال زیبا را در DVD Player های خانگی تماشا کنند.
هر دی وی دی شامل ۳ قسمت سریال می باشد.
قیمت ۱۵۰۰۰ تومان
--------------------------------------------------------------------------------------------
توجه : محصول قبل از ارسال چک شده و جهت جلوگیری از هرگونه آسیب آنرا در پاکت حبابدار و کاور ضد خش برایتان ارسال میکنیم، پس از سلامت محصول 100% مطمئن باشید.
پست پیشتاز رایگان هدیه ما به دوستانی که اعتماد می کنند و به حساب ما پول واریز می کنند .
ارسال به سراسر ایران
همراه با گارانتی تعویض
تلفن سفارش و پشتیبانی : ۰۹۱۲۷۰۴۲۴۵۰
امپراتور دریا
این سریال زییا که به تازگی از شبکه 3 سیما پخش میشه یک سریال کره ای دیگر مانند جواهری در قصر اما با جذابیتهای بسیار بیشتر هست که با تم درام و کمی رزمی و با جلوه های ویژه خارق العاده و زیبا یکی از زیباترین مجموعه های تلویزیونی صدا سیما تلقی میشه .
این سریال محصول سال 2004 کشور کره جنوبی می باشد و دارای 51 قسمت 70 دقیقه ای با زیرنویس فارسی می باشد که هر سه شنبه ساعت 8:15 از شبکه سوم سیما پخش می شود .این درام زیبای کره ای ، برنده جوایز زیادی را در سطح بین المللی شده است.
منظور از امپراتور(فرماندار) دریا در این داستان یونگ بوک(یانگ بگو) (پسر کماندار) می باشد که در بین مردم چین و ژاپن به عنوان خدای دریا شناخته شده است .
به پاس زحمات و تلاشهای بی دریغی که او برای امنیت آبهای بین سرزمین کره و چین و ژاپن برای تجارت بر قرار کرده است. زیرا زندگی بروی دریا در وجود و ذات اون نهفته است
نمایش :این داستان وقتی در تلوزیون نمایش داده شد یکی ازانواع منابع با کیفت و کمیت خوب قابل دسترس و همچنین برای آشنایی عموی با دوره جو سیون(1910-1392 ) که همیشه از دوران برگزیده تاریخ کره است می باشد
که یکی از عمومی ترین قصه های مردم و مشهورترین داستانها که مربوط به آن دوران میباشد .
اما خیلی از مردم با این داستانها بزرگ شدند و عادت کردند و بیشتر آنها نیاز به چیز جدیدی را احساس می کردند.
اگر چه تارخ روبه جلو حرکت کرده اما این از سیاسی ترین نمایشها از نزدیکترین تاریخ نمایش داده شده بر روی پرده بوده است .
امپراتور دریا بازگویی داستان افسانه ای( خداي دريا) يانگ بگو است.
این سریال یکی از تاثیر گزارترین داستانها در قرن نهم کره است که می تواند با نمایش در تلوزیون عادی با یک تنظیم جدید و با ارزشهای تولید بهتر ، مردم جوان زیادی را جذب خود بکند .
امپراتور دریا در بر دارنده سه دوره پادشاهی می باشد . سه پادشاهی که در جوجیریو در شمال بودند . بخشهایی از منشوریها کره شمالی معاصر و بخشهایی از استان کنگ ون .
در قرن هفتم زمان گسترش ارتش برزگ برای شیلا بوده اما این مورد تنها به عمیقتر شدن شکافت بین اشراف زاده ها و مردم عادی کمک می کرد . وقتی که دوره شیلا شروع شد نتیجه اش برای مردم خیلی سخت بود که بصورت ایلی زندگی کنند و ميبايست بدون وسیله مالیات می پرداختند .حتی اونها یی که در کشتی سازی کار می کردنند .
یکی از افراد کشتی سازی فرد با استعدادی به نام جوانگ بوک (چویی سو جونگ) که تا حدودی کمانگی
بر طبق نوشتها این دو نفر جنگ جویان توانا بوده اند و حتی آخری شناگر ماهری بوده . این دو وقتی که خیلی جوان بودن می خواستند به چین بروند .جایی که به مهارتهای رزمی و جنگی آنها بی توجهی نشود . چناچه در نهایت به ارتش ونینگ جان (که حالا استان جیانگ سو شده) محلق میشوند.

با وجودیکه مدت زمان زیادی از پخش سریال جواهری در قصر در کشور های مختلف می گذرد ولی هنوز در بسیاری از رستوران های کشورهای آسیایی در کنار منوی رستوران ، منویی به عنوان منوی غذاهای جواهری در قصر یافت می شود.

دوستان عزیز داخل و خارج از کره جنوبی سلام ,
امیدوارم روزی فرا برسد که همه شما را از نزدیک ببینم , دوست داشتم چشم در چشمان شما داشته باشم و بگویم که امیدوارم روز های بهتری داشته باشید.امیدوارم شماها هم چون من هر روز صبح زود از خواب بیدار شوید و به کارهای خود برسید چرا که هرچه زودتر از خواب بیدار شوید موفق خواهید بود. از زندگی من پرسیده بودید راستش وقتی من در تعطیلات به سر می برم بیشتر به خانه پدر و مادرم می روم .صبح زود از خواب بیدار می شوم و خودم غذای مورد علاقه ام (کتلت گوشت) را درست می کنم و ضمن لذت از این کار با پدر ومادرم گفت وگو می کنم.اعتقاد من بر این است که گر مترین کانون اجتماعی کانون مقدس خانواده است.من هنوز تصمیم به ازدواج ندارم.راستش مقعیتش پیش نیامده است. من از همه شما متشکرم که اینقدر به من علاقه مند هستید ودر ایمیل های خود به من محبت دارید البته من اینقدرها هم مهم نیستم که شما به من توجه دارید ! چیزی برای من مهمتر از خواندن ایمیل های شما عزیزان نیست وقتی ایمیل آشنایی را می خوانم انگار که پس از مدت ها اعضای خانواده ام را بعد از یک سفر طولانی می بینم و هر وقت یک ایمیل جدید به من می رسد انگار یک عضو به خانواده ام اضافه شده است در واقع شما عزیران لحظات مرا با شادی توام می کنید و صدها بار از شما تشکر می کنم چه آن ها که در دو کره مرا مورد لطف قرار می دهند و چه آنها که از کشور های عربی ,ایران,هنگ گنک ,چین وتمام آسیا به من لطف دارند.برای شما آرزوی شبهای روشن دارم و امید وارم پیوند مان روز به روز محکمتر شود! هرگاه خورشید طلوع می کند امیدوارم روابط ما محکتر از قبل شود.خانه های شما گرم و صورت های شما خندان ودلهایتان به یاد خداوند باشد و امیدوارم همیشه به کودکان که همیشه مورد توجه من هستند توجه کنید. امیدوارم این وب سایت موجب محکم شدن روابط ما وحتی روابط بین خود شما دوستان عزیز باشند چه آنها که در کشور کره هستند چه آنها که در دیگر کشور ها هستند من عمیقا به تمام شما تعظیم می کنم و باز هم متشکرم ,موفق باشید و از تمام دوستانی که این متن را به دیگر زبان ها تر جمه می کنند متشکرم .
لی یونگ ای
ترجمه متن نامه توسط مجله نوربانوان
انسول چویی وبانوچویی دراین فکرهستندکه چه اتفاقی باعث آزادی آنهاشده است که گومیونگ می گویدکه آنهاگفتنداین فرمان ملکه بودوهمه فکرمی کردندیانگوم دراین مدت توسط نگهبانان تنبیه می شود درحالی که دراین مدت اودرحال بررسی بیماری پادشاه بوده است...
وزیراووکه فکرمی کند یانگوم مرده است وقتی متوجه می شود اوزنده است عصبانی می شودوعلت زنده ماندن یانگوم راجویامی شودکه به او اعلام می کنندبه دستورملکه یانگوم راآزادکردند...
یانگوم که متوجه بیماری پادشاه شده است به همراه افسرمین به نزدملکه می روند،که ملکه ازیانگوم می پرسدکه بیماری پادشاه راتشخیص داده است؟...
یانگوم می گوید:بله،مابرروی بیمارانی که درآنهاعلائم سرماخوردگی وجود داشت به دقت امتحان کردیم امامن فهمیدم که مسئله سرماخوردگی نیست زیراعلائم دیگری نیزدرپادشاه دیده می شودکه من با موفقیت دوفردی راکه علائم پادشاه را داشته اند باموفقیت درمان کردم...
ملکه ازیانگوم می پرسد که اسم وعلت این بیماری چیست وپادشاه چگونه به این بیماری مبتلا شده است که یانگوم اعلام می کندمن بیماری رایافته ام امااسم آن رانمی دانم...
دراین حین پزشک قصراعلام می کندکه می داند اسم این بیماری چیست ومی گوید برای درمان پادشاه بایدازشیرین بیان استفاده کرد که یانگوم سریعامخالفت خودرااعلام می کندومی گوید برای درمان پادشاه بایدازداروی یونگ دام ساگان استفاده کنیم...
به دستور افسرمین یکباردیگرپادشاه رامعاینه می کنندکه پس ازمعاینه پادشاه،پزشک قصرهم چنان برعقیده قبلی خودمعتقداست وپزشک جانگ نظریانگوم راتاییدمی کند...
دراین حین وزیراووبه دیدارملکه می آید وازاوتقاضامی کندکه حرف های یک پزشک ساده راقبول نکندوازتصمیم خودبرگرددوازاومی خواهدمراقب او وداروخانه سلطنتی باشدزیرابااین اقدام وضعیت او وداروخانه به خطرمی افتد که ملکه تقاضای وزیراووراقبول می کندومعالجه پادشاه رابه پزشک قصرمی سپارد...
یانگوم اعتراض می کندواعلام می کندیک تشخیص اشتباه روی سلامتی پادشاه مستقیماتاثیرمی گذاردواگرمااورازودتردرمان نکنیم ازدردشکم رنج خواهدبردوهمچنین سنگینی نفس اورابه سمت سکته می کشاند...
ملکه به دلیل شدیدترشدن بیماری پادشاه سران قصرراجمع می کند واعلام میکند که تشخیص یانگوم درست بوده است...
یانگوم درجلسه پزشکان استفاده ازطب سوزنی درمناطقی را خواستار می شود که باعث مخالفت پزشکان قصرمی شودامابااصراریانگوم این کارعملی می شود...
یانگوم که به دیداریونسنگ رفته است توسط ماموران قصربه علت تجویز اشتباه دستگیرمی شود ...
یانگوم وافسرمین جانگ هو رادستگیرمی کنند وبه آن ها می گویند که پادشاه نمی تواندببیند وعلت راازآن ها جویا می شوندکه وزیراوودستورمی دهدکه افسرمین رازندانی ویانگوم رابه بیرون ازقصربیندازند...
ناگهان ملکه ازراه می رسدوبه یانگوم وافسرمین می گویدکه من شمااطمینان کردم چطورتوانستید مرتکب چنین کاروحشتناکی شوید...
یانگوم اعلام می کند من این کارراکردم تامانع کورشدن پادشاه شوم وبه خاطرطب سوزنی نیست که بینایی اوضعیف شده بلکه این قسمتی از مراحل درمان است واز ملکه می خواهد که اجازه دهدخوداوپادشاه رامعاینه کند(که باعث تعجب حاضرین می شود زیرازن هاحق ندارندپادشاه رامعاینه کنند)...
ملکه ازیانگوم می پرسدکه آیامی تواندپادشاه رادرمان کندیانه،که یانگوم ابرازتاسف می کندومی گویدیک پزشک نمی توانددرموردبیماری ضمانت دهدکه ملکه می گوید پس توقصدداری مرگ خودرابه عقب بیندازی که یانگوم می گویدیک پزشک تلاش نمی کندزندگی خودش راقبل ازبیمارش نجات دهد...
بانوچویی به نزد یانگوم وافسرمین می ایدواعلام می کند که ملکه دستورداده است یانگوم پادشاه رامعاینه کندوتاآن زمان افسرمین نیزدرزندان حبس شود...
یانگوم شروع به معاینه پادشاه می کند...
یانگوم پس ازمعاینه به مطالعه کتاب ها می پردازد...
بانو چویی یوالی را صدا میزنه و ماموریت عجیبی بهش محول میکنه .ولی وفاداری یوالی به رییس پزشک مانع از انجام این کار میشه
بانو چویی : تو باید این کار را برای ما انجام بدی
یوالی : چه کاری ؟
بانو چویی : مهم نیست که من در این مورد چه فکری می کنم . این تنها میتونه کار رییس پزشک باشه
کسی که قارچهای پاپیلیونسیس را توی ظرف ادویه ما ریخته
ما نمی تونیم اینطور تحمل کنیم
نوشتن مقدار کمی سم آرسنیک توی تجویز
نوشته شده توسط اون قبل از روزی که عالی جناب بیمار بشه
یوالی :چی ؟
بانو چوبی :من فقط همان قدر که دریافت کردم برمیگردانم .این کار را بکن
یوالی : اما من با اون نسخه دارو درست کردم
بانو چویی : تو فقط باید بگی که دستورات اون را دنبال میگردی
و اون بهت گفته که این دارو برای عالی جنابه
و ما تو را حمایت می کنیم
تو چیزهای خوبی از ما دریافت کردی و خودت گفتی که تو طرف ما خواهی بود
درست نمی گم ؟
یوالی : باشه
یوالی بیرون میره و بانو چویی هم خودش می دونه که ریختن قارچها کار رییس پزشک نبوده
بانو چویی : فقط یوال یی میتونسته اون قارچها را ریخته باشه
ما خواهیم دید که اوضاع چطور پیش میره
یک نفر را مراقب یوال یی گذاشتی ؟
یانگرو : بله بانوی من
یوالی مردد انجام اینکار و با خودش فکر میکنه

و به خونه بانو پارک میره تا به بانو پارک موضوع را بگه :اینکه بانو چویی دنبال کسی که قارچهای سمی را توی ظرف ادویه ریخته

غافل از اینکه مکی عموی یانگرو دنبالشه.

یانگرو قضیه را از مکی شنیده و به بانو چویی میگه
گیوم : تو مطمئنی ؟ اون واقعاً با ملازم بانو پارک ملاقات کرد ؟
یانگرو : بله
بانو چوی : بالاخره مسائل روشنتر شدن
گیوم : پس کار بانو پارک بوده
یانگرو : ما باید چی کار کنیم ؟
بانو چویی : باید بفهمیم که یوال یی چه رابطی با بانو پارک داره
همچنین بفهمیم که پدر یوال یی کیه
اون(یوالی) صاحب جدید زمینهای گیاهی برادرم شده
گیوم : حتی میتونسته نخست وزیر جناح راست آقای او گیومو
بانو چویی : نمی دونم
یانگوم به درمانگاه سری رفته و نتایج تحقیقات را با ینگ دوک در میان میزاره
یانگوم : بیماری به نظر نمی آید بهکت باشه
اما به نظر هم نمیاد که از آنفلونزا باشه
من این را با راه های مختلف برسی کردم
ینگ : پس این بیماری چیه ؟
میتونه این باشه . این میتونسته التهاب کبد باشه
این میتونسته همچین علائم حادی را نشون بده
اما من این را دیدم که 10 یا 20 سال بعد ظاهر میشن
یانگوم : بعد از اینکه خیلی چیزها را برسی کردم بیشتر مطمئن شدم
سرانجام یانگوم نسخه تجویزی خودش را به ملکه میگه که کم و بیش شبیه نسخه رییس پزشک بود . واین باعث تعجب همگان میشه
ملکه : تصمیمی در مورد تجویز نسخه گرفتی ؟
یانگوم : بله
ملکه : چی هست ؟
این ریشه بنگ جی و جینسنگ(عشقه ) قرمز است
دلیلش اینه که
ملکه : دارو را بیار ما وقت نداریم
یانگوم : حتماً
یانگوم به دارو خانه رفته و دارو ها را آماده میکنه که دکتر شین و یونگ وارد میشن
یانگوم : من به کمک نیاز دارم . لطفاً دوباره بهم نشون بدین که چطور عشقه قرمز درست کنم
دکتر یونگ : پس تو به اون شک داشتی ؟
یانگوم : بله
دکتر شین : من امیدوارم که رییس پزشک در وضع مشکلتری قرار نگیره
یانگوم : من هیچ مخالفتی با تجویز اون نداشتم
گیوم غذا را برای عالی جناب درست میکنه .البته یانگوم همه مراحل کار را زیر نظر داره.

خودش شخصاً غذا را به شاه میده و در مورد غذا توضیح میده

چند روزی از شروع تجویز نخسه یانگوم میگذره اما گشایشی در بینایی شاه حاصل نمیشه !!
و ملکه مراتب اعتراض وحشتناک خودش را به رخ یانگوم میکشه
یانگوم : عالی جناب ، لطفاً این را بخورید
ملکه : سرورم .بخورید
شاه غذا را نمی تونه بخور و یانگوم اصرار به این کار داره که ملکه یانگوم را پرت میکنه و

ملکه : من به تو اعتماد کردم . اما چطوریه مشکلات پوستی و چشمایشان بهتر نشدن ؟
این عشقه قرمز چه خوبی داره اگه ایشون نتونه ببینه ؟چه خوبی ؟
همین الان بندازشون برون
یانگوم : نه عالی جناب . ایشون باید بخوره
اون بهتر شده ، ایشون بهتر میشن
ایشون باید بخورن
ملکه : من برای اعتماد کردن به تو گناهکارم
من گناه کارم که به تو اعتماد کردم
ملکه : سرورم . در عوضش من را بکشید
شاه : ملکه آروم باشین ، آروم باشین
ملکه : این دختر بد کاره را بندازین بیرون
این دختر را بندازین بیرون
یانگوم : عالی جناب پادشاه باید داروها و غذاهای من را بخورند
این تنها راه برای درمان ایشونه
لطفاً به من اطمینان کنید
ایشون باید اینها را بخوره . لطفاً بهم اعتماد کنید


گیوم : پس حالا چه اتفاقی میوفته ؟
بانو چویی : ملکه توی حالت اضطرابه . کسی نیمتونه باهاش صحبت کنه
اما بطور قطع گفته های رییس پزشک ارزش بیشتری داشتند
گیوم : پس این یعنی بازگشت به نقطه اول
در همین اوضاع که دستور بازداشت اونها هم میرسه
بانوان چویی هم در سلول کناری یانگوم تشریف فرما میشوند و با هم خوش و بش میکنند
بانو چویی : تو خیلی مطمئن صحبت میگردی

یانگوم : شما ترسیدین ؟
من میترسم
من میترسم که ممکنه اینطور بمیرم
بدون اینکه نام بانو هن را پاک کنم
فردا صبح متهمان ردیف اول برای باز جویی آماده میشوند و قاضی القضات این دفعه کسی نیست جز نخست وزیر اوه

اول اسباب شکنجه آماده میشه
متهمان در جایگاه قر ار می گیرند

وزیر اوه : به جرمهاتون اعتراف کنید

افراد . با پیچ دادن پاهاشون شکنجه شون کنید تا به جرماشون اعتراف کنند

در همین حال رییس خواجه آمده و از موثر بودن تجویز یانگوم میگه و اونها از شکنجه فراری میده
یانگوم به اتاق شاه میره
ملکه : یانگوم سریع بیا نزدیک
بیا اینجا . بیا
بعد از اینکه بیرونت کردم پزشکان ایشون را معاینه کردن
و ایشون الان خیلی بهتر شدن
دکتر یونگ : پوست ایشون خیلی بهتر شده
دکتر شین : ایشون دیگر بیماری پوستی ندارن
ملکه : دکتر شین و یونگ گفتن که نسخه تو کار داده
برای اینه که دوباره صدات کردم
اگر چه پوست ایشون بهتر شده اما چشماشون هنوز همانطوریه
دوباره معاینشون کن
بیا جلو و معاینشون کن
یانگوم هم برای درمان شاه آستین بالا می زنه و بغچه اش را پهن میکنه

خودش شاه را طب سوزنی میکنه

و شروع به ماساژ شاه میکنه

و تا صبح شاه را ماساژ میده


سرانجام شاه خوب میشه و چشمهاش را باز میکنه و اولین کسی که میبینه یانگومه !!!

یه خبر داغ برای طرفداران یانگوم بزرگ !!!
شبکه دو سیما در یکی از برنامه های خبری خود اعلام کرد که افردای رو به کره فرستاده تا با بازیگر نقش یانگوم مصاحبه کنند.....
جالبه . نه!؟
این مصاحبه به مناسبت روز عید فطر انجام شده و روز عید فطر از شبکه دو میتونید اونو ببینید.......
بعد از اينكه يانگوم دوباره از مرگ حتمی نجات پيدا كرد به دستور ملكه به ادويه خانه ميرود تا تحقيقات خود را شروع كند. براي همين پيش كار يونگ او را همراهی ميكند. در راه پيش كار يونگ به يانگوم ميگويد كه اين تصميم ملكه تصميم شجاعانه ای است و چون ملكه به مرگ بانو هن مشكوك بود اين فرصت را به تو داد.
وقتی يانگوم به ادويه خانه ميرسد ناباورانه افسر مين و ينگ دوك را ميبيند كه به آنجا آمدند تا به او كمك كنند. يانگوم متوجه ميشود كه افسر مين با ملكه صحبت كرده. ينگ دوك به يانگوم ميگويد كه عالی جناب فلج شده و آنها بانو چويی و گيوميونگ را مقصر ميدانند.
يانگوم به همراه افسر مين و ينگ دوك جلسه ای تشكيل ميدهند و افسر مين به يانگوم ميگويد كه ما بايد علت بيماری عالی جناب را بفهميم و همين طور جرم و جنايت وزير اوه و خاندان چويی ها را آشكار كنيم.
يانگوم و ينگ دوك شروع به تحقيق و بررسی ميكنند. يانگوم به ينگ دوك ميگويد كه وقتی سوابق بيماری شاه را بررسی كرده متوجه شده كه علت بيماری شاه در زمان خوردن سوپ اردك گوگردی مربوط به اردك ها نبوده و علت ديگری داشته.
در قصر پزشكان جلسه ای اضطراری به جهت بيماری عالی جناب تشكيل ميدهند. استاد يونگ سراغ يانگوم را ميگيرد كه بلافاصله افسر مين ميگويد يانگوم را بيرون انداختند و به جيجو رفت! وزير خشمگينانه ميپرسد چی دارين می گين؟ چه طور ممكنه؟ و افسر مين هوشمندانه جواب ميدهد كه در اين شرايط حساس سلامتی شاه از همه چيز مهمتره و در دلش به وزير اوه ميخندند. بعد از جلسه، پزشك شين و پزشك مسئول٬ نبض عالی جناب را ميگيرند.
بعد از بررسی حال عالی جناب جلسه ديگری با حضور بانوی اول (گيوميونگ) و بانوی منشی ها (بانو چويی) و ديگر پزشكان تشكيل ميشود. وزير اوه بانو چويی و گيوميونگ را مواخذه ميكند و بانو چويی جواب ميدهد كه غذاها هيچ مشكلی نداشته و ما حاضريم اين غذاها را روي 1000 نفر امتحان كنيم و ادامه ميدهد كه برادرم (پانسول چويی) هم تمام قارچ ها را از چين می آورد و مشكلی ندارد.
نتيجه جلسه تبرئه شدن بانو چويی و گيوميونگ و متهم شدن پزشك مسئول بود. به همين خاطر پزشك مسئول به سراغ يولی ميرود تا براي مبارزه با بانو چويی چاره ای بيانديشد. يولی هم وقت را تلف نكرده و سمی مهلك را در آشپز خانه دربار جاسازی ميكند.
در این بین چويی ها با وزير جلسه ای خصوصی ميگذارند كه ناگهان يانگرو سراسيمه وارد ميشود و ميگويد كه آشپزخانه دربار و خانه پانسول چويی مورد بازرسی ملازمان قرار گرفته. افسر مين از فرصت استفاده ميكند و به افسر زير دستش دستور ميدهد كه كتاب ها و ليست معاملات پانسول چويی را هم بررسی كنند. پانسول چويی از راه ميرسد ولی كار از كار گذشته!
در ضمن در حين بازرسی آشپز خانه نقشه يولی هم اجرا شده و ملازم ظرف سم را پيدا ميكند. اما متوجه نمیشود كه سم است و آن را برای شناسايی و تحقيقات بيشتر نزد پزشكان می آورد.
جلسه ديگری برای بازجويی از بانوی اول تشكيل ميشود. در جلسه پرسيده ميشود كه اين ظرف چيست؟ بانو چويی جواب ميدهد كه اين يك چاشنی غذايی است كه نسل به نسل در خاندان چويی استفاده ميشده. پزشك شين بعد از بررسی ظرف با تعجب ميپرسد محتويات آن چيست؟ بانو چويی ميگويد اين يك راز خانوادگی است! اما پزشك شين كه به قضيه مشكوك است اعلام ميكند كه اين به نظر مضر است، بله اين نوعی قارچ هست كه باعث فلج ميشه! بانو چويی آن را تست ميكند و در كمال ناباوری متوجه ميشود كه حق با آنهاست و گيوميونگ هم پس از چشيدن چاشنی ميفهمد اين همان چاشنی هميشگي نيست! بانو چويی و گيوميونگ شروع ميكنند به انكار كردن و در نهايت گيوميونگ بازداشت ميشه. (و به اين ترتيب نقشه يولی ميگيرد)
بانوی منشی های اسبق هم به يولی قول ميدهد كه در كنار زدن بانو چويی به او كمك كند.
بانوی منشی های قبلی مخفيانه با وزير اوه صحبت ميكند و به او ميگويد كه دوستی با پانسول چويی نه تنها سودی ندارد بلكه برای مقام و موقیعت شما خطرناك است و اگر كمك كنيد كه من دوباره بانوی منشی ها شوم كمك ميكنم كه چهره پست بانو چويی آشكار تر بشود. بعد از اين جريان گيوميونگ به دادستانی ميرود و مدتی در سلولی آشنا! حبس ميشود (همان سلولی كه بانو هن بيچاره و یانگوم در اون زندانی شدند)
بعد از دستگيری گيوميونگ، بانو چويی و پانسول چويی هم دستگير ميشوند و دستور داده ميشود برای اعتراف گرفتن آنها را شكنجه كنند
يانگرو سريعا پيش يونسنگ ميرود و تقاضای بخشش ميكند!
